مجله خبری اوج کده را دنبال کنید ...

چقدر به آپلود ذهن نزدیک هستیم؟

امین پناهی زاده

امین پناهی زاده

متاهل و عاشق همسرم ورزشکار و مدیر باشگاه بدنسازی مستر المپیا کوهدشت

بارگذاری ذهن، که از نظر فنی به عنوان «شبیه‌سازی کل مغز» شناخته می‌شود، این ایده است که می‌توانید یک مغز (و احتمالاً ذهن) را دیجیتالی کنید و آن ذهن را مدت‌ها پس از گرد و غبار شدن بدن در رایانه زنده کنید. اما این ایده چقدر واقع بینانه است؟

 

کی میخواهد تا ابد زندگی کند؟

اول، چرا کسی می خواهد این کار را انجام دهد؟ پاسخ واضح این است که بسیاری از مردم علاقه مند هستند که طول عمر خود را افزایش دهند تا زمانی که بدن و مغزشان می میرند به عنوان یک موجود آگاه باقی بمانند. اگر به هر نوع زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید، پس این برای شما مشکلی نیست. اما حتی با این وجود، ایده حفظ ذهن خود برای آینده قابل پیش بینی ذاتاً جذاب است.

ذهن متصل شده به لپ تاپ

 

جدا از این انگیزه نسبتاً خود محور، کاربردهای بالقوه جالب دیگری برای این نوع فناوری نظری وجود دارد. شاید بخواهیم باهوش ترین افراد خود را حفظ کنیم تا بتوانند به ایده های درخشان ادامه دهند. شاید این راهی برای دستیابی به هوش مصنوعی قوی بدون نیاز به کشف راز نحوه عملکرد هوشیاری باشد. این می تواند راهی برای فرستادن ذهن انسان به فضا بدون نیاز به کشتی های بزرگ و کند یا سیستم های پشتیبانی حیات باشد. این ایده‌ها فقط نوک کوه یخ هستند، بنابراین کافی است بگوییم که علاقه بیش از اندازه کافی برای تأمین مالی تحقیقات جدی در این زمینه وجود دارد.

با این حال، فقط به این دلیل که پول و نیروی انسانی برای حل مشکل دارید به این معنی نیست که به جایی خواهید رسید. برخی موانع جدی در راه جاودانگی دیجیتال وجود دارد.

مرتبط:22 تکنولوژی جدید که شما را شگفت زده خواهد کرد

مسئله 1: ذهن چیست؟

در ظاهر، این یک سوال احمقانه به نظر می رسد. با این حال، علیرغم اینکه همه ما (ظاهراً) دارای ذهن و افکار هستیم، در مورد اینکه یک ذهن چیست یا چگونه کار می کند، چیز زیادی نمی دانیم. ما چیزهای زیادی در مورد نحوه عملکرد روانشناسی انسان، نحوه عملکرد نورون ها، و نحوه عملکرد زیرساختارهای خاص مغز، یا حداقل کاری که آنها انجام می دهند، آموخته ایم. اما همه این قطعات پازل به هیچ درک درستی از ذهن نمی رسند.

 

واقعیت این است که رازهای اساسی در مورد رابطه ذهن و بدن وجود دارد. به عنوان مثال، آیا فقط تقلید از مغز کافی است؟ آیا باید از کل مغز الگوبرداری کنیم؟ آیا ذهن می تواند بدون بدن عمل کند؟ آیا بدن را هم باید تقلید کرد؟

برای دست نخورده نگه داشتن ذهن شما ممکن است نیاز به شبیه سازی مقدار زیادی از گوشت و خون داشته باشید که انتظار می رفت، و تغییر ذهن دیجیتال به گونه ای که به آن چیزها نیاز نداشته باشد، مسلماً به این معنی است که دیگر یک تولید مثل وفادار نیست. این قبل از این است که به این واقعیت بپردازیم که نمی دانیم چه جنبه هایی از مغز ما مهم است یا مغز چگونه در سطح پایین کار می کند.

مشکل 2: ما به یک کامپیوتر بزرگتر نیاز داریم

سرورهای رایانه در یک مرکز داده با نور تاریک و RGB.

برای ایجاد شبیه سازی به قدرت محاسباتی زیادی نیاز دارید. اینکه دقیقا به چه مقدار نیرو نیاز دارید بستگی به چیزی دارد که قصد شبیه سازی آن را دارید. ممکن است معلوم شود که بسیاری از مغز به سادگی لازم نیست با جزئیات کامل شبیه سازی شود تا همه چیز کار کند، یا ممکن است معلوم شود که تک تک اطلاعات در مورد وضعیت تک تک سلول های مغز مهم است. شکاف بزرگی در توان محاسباتی مورد نیاز بین این دو حد وجود دارد، اما حتی در سطح پایین، نیازهای محاسباتی بسیار زیاد است.

پروژه مغز آبی یک پروژه تحقیقاتی واقعی با هدف شبیه سازی مغز موش است. این پروژه در سال 2005 آغاز شد و تا سال 2019 تیم تحقیقاتی اعلام کردند که نقشه برداری از کل قشر موش را تکمیل کرده اند و در حال آماده سازی برای اجرای آزمایش های EEG مجازی هستند. با وجود استفاده از ابررایانه Blue Gene، مدل قشر موش برای شبیه‌سازی بسیار سنگین شده بود. شما شروع به مشاهده می کنید که اگر حتی یک مغز موش بیش از آنچه که ما می توانیم جمع آوری کنیم، نیاز به اسب بخار بیشتری داشته باشد، چقدر از شبیه سازی های مغز انسان فاصله داریم.

مشکل 3: و ما (ممکن است) به یک میکروسکوپ بهتر نیاز داشته باشیم

دیجیتالی کردن مغز به معنای اسکن کردن آن به نحوی است. دقیق‌ترین اسکن‌ها مخرب هستند، جایی که مغز تحت درمان قرار می‌گیرد و به برش‌های بسیار نازک تقسیم می‌شود و سپس بازسازی می‌شود. واضح است که این خبر خوبی برای صاحب مغز نیست!

حتی در آن زمان، هنوز مشخص نیست که آیا این اسکن‌های بسیار با وفاداری تمام اطلاعاتی را که برای آپلود یک عکس فوری از ذهن نیاز دارید، در بر دارند یا خیر. روش‌های اسکن غیرتهاجمی، مانند fMRI، جزئیات این روش‌های اسکن مخرب را ندارند، اما این فناوری همیشه در حال بهبود است.

اگر ساختار بیولوژیکی مغز در واقع برای بارگذاری یک ذهن ضروری است، در این صورت باید در مورد توانایی ما برای اسکن و گرفتن آن ساختارها، چند مرتبه بزرگی را پیش ببریم. ممکن است معلوم شود که نحوه عملکرد ذهن ما ممکن است به اطلاعاتی در مورد چیزهایی نیاز داشته باشد که در سطح زیراتمی، در حوزه فیزیک کوانتومی اتفاق می‌افتند. اگر درست باشد، تصور فناوری که بتواند داده‌های لازم را جمع‌آوری کند، سخت‌تر می‌شود.

 

مشکل 4: در حال کپی کردن است، نه آپلود

چهره یک زن در کنار یک بازتولید دیجیتالی لیزری از آن.

یکی از مشکلات مهم و شاید قابل حل نباشد، این است که بارگذاری ذهن نوعی کپی کردن است و نه انتقال. به عبارت دیگر، مهم نیست که چه کاری انجام می دهید، هوشیاری فعلی شما زمانی که مغز شما این کار را انجام دهد می میرد. ذهن بارگذاری شده یک کپی است. باور خواهد کرد که این شما هستید و دقیقاً همانطور که شما فکر می کنید فکر می کند. تمام خاطرات و تجربیات شما را خواهد داشت، با این فرض که این فناوری کار می کند. با این حال، تجارب ذهنی و آگاهی شما به پایان خواهد رسید. حتی اگر بارگذاری ذهنی پس از مرگ طبیعی شما انجام شود، اصل شما از بین رفته است.

اینکه آیا این واقعاً اهمیت دارد یا خیر، برای فیلسوفان سؤال است. اما اگر بارگذاری ذهنی که می‌توان روی یک مغز زنده بدون تخریب آن انجام داد، واقعی شود، به این معنی است که شما و کپی دیجیتالی شما در کنار هم وجود خواهید داشت. شما دو نفر بلافاصله شروع به واگرایی در افراد مختلف می کنید.

چه زمانی بارگذاری ذهن واقعی خواهد بود؟

با هر مشکلی که محدوده مشخص و مشخصی ندارد، تعیین جدول زمانی برای چیزها غیرممکن است. یک ذهن بارگذاری شده ممکن است هرگز اتفاق نیفتد، یا ممکن است در سال آینده پیشرفتی حاصل شود. همچنین تغییرات مختلفی در موضوع بارگذاری ذهنی وجود دارد که نیازی به شبیه سازی کل مغز ندارد. مشابه ویژگی آزمایشی بدنام آمازون برای الکسا، ما در حال حاضر چت ربات‌های هوش مصنوعی داریم که یاد می‌گیرند با بررسی تمام داده‌های موجود، از افراد زنده یا مرده تقلید کنند. این تقلید می تواند کسی را فریب دهد که فکر کند ربات اصلی است، که برخی از استانداردهای ابتدایی “آپلود ذهن” را برآورده می کند، اما واضح است که مردم در اینجا به دنبال آن هستند.

با توجه به اینکه انتظار داریم جهش‌های بزرگی هم در قدرت محاسباتی و هم در سیستم‌های هوش مصنوعی انجام شود که می‌تواند به رفع برخی از مشکلات سخت‌تر در مسیر بارگذاری ذهن کمک کند، دیدن ظاهری از آن در قرن بیست و یکم تکان‌دهنده نخواهد بود. اما در عین حال، ماندن دائمی آن در دنیای علمی تخیلی شگفت‌انگیز خواهد بود. فقط زمان می تواند بگوید.

 

 

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *